گزاره هنرمند
این پروژه یک اثر بینارشتهای در مرز میان Art، Artisan و Craft، پلتفرم دیجیتال، Game و Industry است و با پرسش از نسبت انسان معاصر با حافظه فرهنگی شکل گرفته است. تمرکز من بر این مسئله است که عناصر و نشانههای فرهنگی در جهان معاصر چگونه معنا پیدا میکنند و آیا میتوان میان حافظه فرهنگی و زیست فکری و دیجیتال امروز ارتباطی زنده و معنادار برقرار کرد.
پروژه بر بازخوانی و بازآفرینی نقوش ایرانی بهعنوان صورتی از حافظه فرهنگی شکل گرفته است. این نقوش بر روی فرش و صنایع دستی زیست کردهاند؛ آثاری که بخش مهمی از تاریخ فرهنگی و هنری را در خود حمل میکنند. از اینجا پرسش دیگری شکل میگیرد: نسبت این صنایع با مفهوم معاصر «Art» چیست؟ در دورهای که مفهوم مدرن هنر هنوز شکل نگرفته بود، این اشیا و تولیدات چگونه تعریف میشدند و امروز رابطه میان Art، Artisan و Craft چگونه میتواند دوباره تعریف شود؟ همچنین، آیا استفاده معاصر از این نقوش و صنایع دستی همچنان میتواند حامل معنا باشد یا صرفاً به بازتولید تزئینی و ساختن تصویری از یک میراث فرهنگی تبدیل شده است؟
در این پروژه، بازخوانی و بازآفرینی نقوش نه به شکل بازسازی مستقیم گذشته، بلکه از طریق یک سیستم مشارکتی و دیجیتال انجام میشود. این فرآیند بر این ایده استوار است که بازخوانی یک حافظه فرهنگی نمیتواند صرفاً حاصل نگاه یک فرد باشد و نیازمند نوعی تفکر جمعی است؛ مجموعهای از نگاهها، انتخابها و تجربههای فردی که در کنار یکدیگر امکان شکلگیری خوانشی جدید از یک میراث مشترک را فراهم میکنند.
مشارکتکنندگان با عنوان «Performer» در یک پرفورمنس دیجیتال و ذهنی هفتمرحلهای شرکت میکنند. هر مرحله مانند یک Act از یک سفر عمل میکند و در پایان هر Performance، یک نقش منحصربهفرد شکل میگیرد. مجموعه این نقوش در کنار یکدیگر یک اثر را میسازند. در نتیجه، اثر نه محصول تصمیم یک مؤلف منفرد، بلکه حاصل انباشت و تعامل مجموعهای از کنشها و خوانشهای فردی است؛ نوعی تفکر جمعی که در فرم نهایی اثر به تصویر تبدیل میشود.
Performance در این پروژه صرفاً یک کنش جسمانی نیست؛ بلکه میتواند ذهنی، کلامی و دیجیتال باشد. انتخابها، اعمال و مشارکت هر فرد به تولید یک نقش منجر میشود و در نتیجه، مخاطب از یک مشاهدهگر به بخشی از فرآیند تولید اثر تبدیل میشود. به این ترتیب، نقش سنتی از یک تصویر ثابت و بهارثرسیده به یک امکان متغیر و مولد تبدیل میشود.
این پروژه تلاش میکند میان حافظه فرهنگی و وضعیت معاصر، میان آنالوگ و دیجیتال، میان سنت و مدرنیته و میان هنر و صنایع، فضایی برای بازتعریف و گفتوگو ایجاد کند. مسئله من حفظ گذشته به شکل دستنخورده نیست؛ بلکه بررسی این امکان است که چگونه میتوان با گذشته وارد رابطهای معاصر شد، بدون آنکه حافظه فرهنگی به صرفاً تزئین، بازسازی یا نوستالژی تبدیل شود. در اینجا فرهنگ نه یک آرشیو ثابت، بلکه مادهای برای تولید، بازآفرینی و زیست دوباره در جهان معاصر است. در همین راستا، این اثر بینارشتهای نه صرفاً یک محصول هنری، بلکه یک فرآیند و سیستم مشارکتی ایجاد میکند؛ سیستمی که از طریق آن امکان شکلگیری تفکر جمعی، مشارکت جمعی و تولید مشترک معنا فراهم میشود و حافظه فرهنگی از طریق تجربه و خوانشهای متکثر افراد، دوباره مورد بازخوانی و بازآفرینی قرار میگیرد.
نوشتهی حامد هاشمی